مریم پاییزی

متن مرتبط با «عزیز» در سایت مریم پاییزی نوشته شده است

عبور ممنوع حتی شما عزیزکرده دل من

  • میدونی بهترین حالت زندگی ما آدما چیه؟اینکه هیچ کدوم از اطرافیانت نفهمند چی حالت رو منقلب کردهو اینکه تویی که آروم و قرار نداری چه چیزی باعث این ناآرومی و آشفتگیت شده!اینکه مدام حالت رو نپرسند و مدام از حال آشفته ت خبری نگیرنیه دنیا آرامشه...ما آدما معمولا وقتی که فکرمون مثل یه خیابون چند طرفه در حال رفت و آمدهاصلا خوشمون نمیاد که اطرافیانمون هم باعث ترافیک بیشتر  خیابون افکارمون باشنای کاش اینجور مواقع می نوشتیمعبور ممنوع!ای کاش وقتی ذهن مشوشمون پر از دود ماشین ها و تردد عابرین پیاده هستحضور اون کسی که باعث این حال پریشونمون شده کمرنگ تر میشدحرفم شدید از بی منطقی بود (کلا من با منطق و هرچیزی که عقل دخالت کنه بیگانه م....من تابع احساساتم هستم و شاید به خاطر همین دلم هنوز این واقعیت رو نپذیرفته)آخه اون کسی که حال خوب الانت رو پریشون کرده و دل توی دلت نمونده بااااااید تو اینجور شرایط خودش رو از فکر درگیرت بیرون کنه شاید بدون اون رفته رفته حالت بهتر بشه و قلبت نفس بکشه...می گن وقتی کسی تو قلبش یه نفرو داره از وجود اون هست که قلبش تند تند میزنه و نفسش ثانیه ای بند نمیشهاخه چون اون به قلبش نفس میده وادارش می کنه به نفس کشیدن و کشیدن و کشیدن.....اما الان اینجای این سطر نوشته م می گم که وقتی قلبت یه درمیون میزنه و حتی بعضی وقتا یادت میره نفس بکشی(واقعا فراموش می کنی نفس بکشی این فرآی, ...ادامه مطلب

  • مرداد عزیز

  • دوری و. به نیت خوشبختی تو شمع ها رو روشن می کنم، خیلی دوری و من باز هم به نیت خوشبخت تر شدنت شمع ها رو فوت می کنماما تو ، اینجا توی قلب منیدور نیستیو نفس نفس با منی.من برای خوشبخت تر شدنت تمام ستاره های آسمون رو دور خودم جمع می کنم و چشمامو می بندم و با ستاره ها قصه خوشبختیت رو مرور می کنیمشب رسیدنت به زمین ، من و ماه نازنین با هم تبانی کرده بودیم ستاره ها رو پیش قدم های قشنگت نوربارون کنیماما تو......تو زودتر از موعد اومدنت رسیدی و این بار هم مثل سال های با تو بودن دوباره دیر رسیدیممن و ماه تمام نقشه هامون ، نقش بر آب که نه ؛نقش بر زمین شدماه هم که انگار صحنه چند قرن پیش براش زنده شده بود گفت,مرداد,عزیز ...ادامه مطلب

  • جدیدترین مطالب منتشر شده

    گزیده مطالب

    تبلیغات

    برچسب ها