
باید گذشت از تو ….چه میگویم از تو که چند سال پیش گذشتم اما باید گذر کنم از نامهربانیهای تو …از رفتار تحقیرآمیز و بی تفاوتیهای تو باید بگذرم ….از کم محلیها که نه، از بی محلیهای ……باید بگذرم ….من چرا هنوز به تو فکر میکنم شاید چون سراسر بدی بودی و بدی دلم برای روزهای زیبای خودم میسوزد که چرا به دست تو رنگ شب زدم تو به جوانی و زیبایی من رحم نکردی چطور میتوانم با تو مهربان باشم تو مرا ندیدی کم بودی و مرا در لابهلای روزمرگیهایت گم کردی الان چه میخواهی ؟ای کاش مثل آن سالها، حالا هم نبودی نه نه دیگر نمی...
ادامه مطلب
نمیدونماین حس رو تجربه کردی کهیه رفتار،یه طرز حرف زدن،یه مدل تیپ زدن،ویا حتی دوس داشتن یه نفراز بس که بارها با خودت داشتیش و بودنشون رو دیدی شده باشه یه عادت قدیمی ،یه عادت محض....من بارها و بارها این حالت رو تجربه کردممنظور من از این نوشته در حال حاضر_دوس داشتن_ هستتصور کنغیر قابل دسترس ترین کسی که سالهاست تو قلبت زندگی می کنه و خودت و روزگارت رو خو دادی به دوس داشتن و دیدن هرروز اشانقد این پروسه دوس داشتن و آرزوی دیدن هرروزه ش برات تکرار شده و در ضمیرناخودآگاهت به ضمیر خودآگاهت(کاملا خودآگاهت)...
ادامه مطلب